تمام آنچیزی که لازم است در باره قیم بدانید

تمام آنچیزی که لازم است در باره قیم بدانید

هر آنچه در مورد قیم باید بدانیم

 

قیم کیست

شرایط قیم

موارد تعیین قیم

مراحل قیم شدن  و مدارک لازم برای قیم شدن

اختیارات و وظایف قیم

وضعیت معاملات قیم

نظارت بر قیم

اجرت قیم

شرایط عزل قیم

موارد و شرایط انعزال قیم 

 


ازگذشته تا کنون محجور و حمایت از آنان مورد توجه و بحث بوده است . یکی از موضوعات مهم درخصوص حمایت , مراقبت و اداره امور مالی و غیرمالی محجوران این است که چه کسی عهده دار این مسولیت است . نهاد قیمومیت و تعیین قیم را می توان یکی از راه های حمایت از محجوران دانست .
در این مقاله قیم و شرایط آن , وظایف واختیارات و موارد عزل قیم را مورد بررسی قرار می دهیم.

قیم کیست

قانون گذار به دلیل فقدان اهلیت کامل یا نسبی بعضی افراد , معاملات آنها را به تنهایی صحیح نمی داند . لذا طبق قانون مدنی , افراد محجور توانایی تصرف در امور مالی یا انجام امور غیرمالی خود را ندارند و برای اداره امور خود به ولی یا قیم نیاز دارند .
محجوران را می توان به سه دسته تقسیم کرد :
دسته اول ) صغیر: کسانی که به سن بلوغ نرسیده و سن بلوغ شرعی که در دختران ۹ سال و در پسران ۱۵ سال است .
دسته دوم ) مجنون : کسانی که دارای اختلال روانی  هستند
دسته سوم ) سفیه : کسانی  که توانایی اداره امور مالی خود را نداشته و  نمی‌توانند ضرر و منفعت خود را در امور مالی تشخیص دهند.
در قانون مدنی در درجه اول پدر این اشخاص ولی آنها محسوب می شود و به اداره امور آن ها می پردازد . اگر پدر فوت کرده باشد , جد پدری یا پدربزرگ جانشین او می شود و اگر آنها هم فوت کرده باشند , در صورتی که به موجب وصیت , شخصی را برای اداره امور آن ها مشخص کرده باشند ؛ اداره امور محجور با اوست ( به این شخص وصی می گویند .) در صورت نبود وصی , دادگاه قیم تعیین می کند تا اداره امور محجور را به عهده بگیرد .
در نتیجه قیم کسی است که در نبود پدر یا جد پدری یا وصی , از طرف دادگاه برای اداره امور محجور تعیین می شود .

شرایط قیم 

طبق ماده 1231 قانون مدنی , اشخاص ذيل نبايد به سمت قيمومت معين شوند :
1- كساني كه خود تحت ولايت يا قيوميت هستند. 
2- كساني كه بعلت ارتكاب جنايت يا يكي از جنحه هاي ذيل به موجب حكم قطعي محكوم شده باشند :  سرقت - خيانت در امانت - كلاهبرداري - اختلاس - هتك ناموس - يا منافيات عفت - جنحه نسبت باطفال - ورشكستگي بتقصير.  - كسانيكه حكم ورشكستگي آنها صادر و هنوز عمل ورشكستگي آنها تصفيه نشده است . 
3- كساني كه معروف به فساد اخلاق باشند .
4- كسي كه خود را اقربا طبقه اول او دعوائي بر محجور داشته باشند.
در نتیجه قیم باید بالغ , رشید و مسلمان (در صورت مسلمان بودن محجور علیه مطابق با ملاک ماده 1192 قانون مدنی ) باشد . در واقع قیم باید اهلیت کامل و صلاحیت و شایستگی های اخلاقی لازم برای حمایت از محجور را داشته باشد . همچنین باید امانت دار و قابل اعتماد باشد تا قدرت لازم در تشخیص مصلحت محجور را داشته باشد و باعث ورود ضرر و خسارتی به محجور نشود .

نکته مهم این است که براساس ماده 1232قانون مدنی با داشتن صلاحيت براي قيمومت , اقربا محجور , مقدم بر سايرين خواهند بود .
درنتیجه اگر خویشاوندان محجور شرایط قیم شدن را داشته باشند بر دیگران اولویت دارند مثل مادر اما باید توجه داشت که زن نميتواند بدون رضايت شوهر خود سمت قيمومت را قبول كند .(ماده 1233 )
درقانون امور حسبی هم به این نکته اشاره شده و طبق آن پدر یا مادر محجور مادام که شوهر ندارد با داشتن صلاحیت , برای قیمومت بر دیگران مقدم می‌باشد. (ماده61)و در صورت محجور شدن زن , شوهر با داشتن صلاحیت برای قیمومت بر دیگران مقدم است .(ماده62)


موارد تعیین قیم 

براي اشخاص ذيل نصب قيم ميشود : (ماده 1218قانون مدنی)
1) براي صغاري كه ولي خاص ندارند .
پدر و جدپدری ولی خاص هستند و اگر آنها بعد از فوت وصی برای اداره امور محجور مشخص کنند ؛ سراغ قیم نمی رویم . در مواردی که پدر , جدپدری و وصی نیست ؛ دادگاه سراغ تعیین قیم می رود .
2) براي مجانين و اشخاص غير رشيد كه جنون يا عدم رشد آنها متصل بزمان صغر آنها بوده و ولي خاص نداشته باشند.
در اینجا اعم است که از این که پدر یا جد پدری یا یوصی داشته باشد یا نداشته باشد .
همچنین اگر کسی پیش از سن بلوغ سفیه بوده و پدر یا جد پدری یا وصی نداشته باشد ، قیم تعیین می شود .
3) براي مجانين و اشخاص غير رشيد كه جنون يا عدم رشد آنها متصل بزمان صغر آنها نباشد. 
امور قیمومت و تعیین قیم نیز , با دادگاه شهرستانی است که اقامتگاه محجور در حوزه آن دادگاه واقع شده است و اگر محجور در ایران اقامتگاه نداشته باشد‌ دادگاهی که محجور در حوزه آن دادگاه سکنی دارد برای امور قیمومت صالح است. درمواردی که محجور در خارج ایران اقامت یا سکنی داشته باشد امور قیمومت با دادگاه شهرستان تهران است. (ماده 48 و 49 قانون امورحسبی)

مراحل و مدارک لازم برای قیم شدن

از آنجاییکه هنوز ارایه درخواست اولیه از طریق دفاتر خدمات الکترونیک قضایی امکان پذیر نیست باید توسط وکیل یا هرذی نفع و مطلعی به دادسرای  محل اقامت محجور (امورسرپرستی )مراجعه و تشکیل پرونده داد .
مدارک لازم عبارت است از :
 1)شناسنامه وکارت ملی قیم متقاضی
2)گواهی فوت پدرکودک
3)گواهی فوت پدربزرگ پدری یا شناسنامه باطل شده او و یا گواهی حصر وراثت
4)شناسنامه و کارت ملی فرزند (صغیر)
برای نصب قیم برای صغیر فاقد ولی قهری  در حال حاضر حدود ۲ ماه زمان لازم است.
برای نصب قیم برای سفیه یا مجنون در ابتدا باید حجر اثبات گردد و بعد از آن درخواست قیم شدن داد که ممکن است چهار الی پنج ماه طول بکشد .
همچنین برای درخواست حجر و قیمومت مجنون یا سفیه ، گواهی از یک پزشک متخصص مغز و اعصاب یا اعصاب و روان یا کارت بهزیستی معلولیت ذهنی نیاز است. 
گروه وکیل 24 آماده ارایه هرگونه مشاوره و خدمات این زمینه می باشد .

حدود اختیارات و وظایف قیم 

1) در ماده 1235 قانون مدنی آمده است ؛ مواظبت شخص مولي عليه و نمايندگي قانوني او در كليه امور مربوطه به اموال و حقوق مالي او با قيم است . پس قیم به عنوان نماینده قانونی محجور , باید مصلحت محجور را رعایت کند ؛ از انجام اعمال مضر برای او پرهیز کند و برای حفظ اموال و منافع او تلاش کند ؛ اما چون در اداره اموال مانند امین است ؛ در صورت تقصیر و ورود خسارت , مسول جبران خسارت است .
2) قیم بلافاصله بعد از تعیین باید صورت اموال و دارایی های محجور را به دادستان بدهد .
ماده 1236 قانون مدنی : قيم مكلف است قبل از مداخله در امور مالي مولي عليه صورت جامعي از كليه دارائي او تهيه كرده يك نسخه از آن را به امضای خود براي دادستاني كه مولي عليه در حوزه آن سكونت دارد ، بفرستد و دادستان يا نماينده او بايد نسبت بميزان دارائي مولي عليه تحقيقات لازمه بعمل آورد.
ماده 76 قانون امورحسبی : قیم در سیاهه اموال محجور که در ابتداء دخالت خود تنظیم می‌کند باید برگهای بهادار و اسناد دیون و اسناد املاک و تمام برگهایی که‌دارای اهمیت است ذکر نماید و برگهایی که بهاء و اهمیتی ندارد هر نوعی از آنها را علیحده بایگانی و عدد برگها را در سیاهه دارایی قید کند.
3) قیم هرساله مکلف است ؛ صورت اموال دوران تصدی خود را به دادستان بدهد.
ماده 1244 : قيم بايد لااقل سالي يك مرتبه حساب تصدي خود را بمدعي العموم يا نماينده او بدهد و هرگاه در ظورف يك ماه از تاريخ مطالبه مدعي العموم حساب ندهد به تقاضاي مدعي العموم معزول ميشود .
4) پرداخت هزینه های زندگی محجور ، مراقبت و توجه به درمان و بهداشت مولی علیه از دیگر وظایف قیم است .
‌ماده 82 قانون امور حسبی : قیم باید هزینه زندگانی محجور و اشخاص واجب‌النفقه او و همچنین هزینه معالجه آنها را در بیمارستان و غیره و هزینه لازم دیگر از قبیل‌هزینه تربیت اطفال محجور را بپردازد و اگر محجور دیوانه باشد باید به حسب اقتضاء در خانه یا تیمارستان تحت معالجه قرار داده شود.
5) در مورد اموال ضایع شدنی هم ، قیم باید این اموال را فروخته و با رعایت مصلحت محجور پول آن را خرج کند .
‌ماده 80 قانون امورحسبی :  قیم باید اموال ضایع شدنی محجور را بفروشد و از پول آن با رعایت مصلحت محجور مالی خریداری و یا به ترتیب دیگری که مصلحت‌باشد رفتار نماید .
6) نگه داری از اشیا قیمتی
ماده 84 قانون امور حسبی : اسناد و اشیاء قیمتی باید با اطلاع دادستان در محل امنی نگاهداری شود و وجوه نقدی که محل احتیاج نیست باید در یکی از بانکهای‌معتبر گذاشته شود.
7) پرداخت سود 
ماده 90 قانون امور حسبی : وجوه زائد از احتیاج صغیر را قیم در صورت امکان نباید بدون سود بگذارد و اگر بیش از شش ماه بدون سود گذاشت مسئول تأدیه‌خسارت به میزان خسارت تأخیر تأدیه خواهد بود.

وضعیت معاملات قیم

الف) معاملات ممنوع

1) معامله با خود : 
ماده 1240 قانون مدنی : قيم نمي تواند به سمت قيومت از طرف مولي عليه با خود معامله كند اعم از اينكه مال مولي عليه را به خود منتقل كند يا مال خود را به او انتقال دهد.
مطابق با ماده قیم نمی تواند مال محجور را برای خود بخرد یا به خود بفروشد چون بیم آن وجود دارد که مصلحت محجور رعایت نشود.
همچنین در مورد عقد اجاره هم این ممنوعیت وجود دارد ؛ چون اجاره انتقال منفعت از موجر به مستاجر است و مشمول ماده 1240 می شود .
2) هبه اموال محجور :
قانونگذار در این مورد تصریحی ندارد اما می توان گفت ؛ هبه مال محجور از اعمال مضر و منافی مصلحت و حفظ اموال محجور است .
اما قیم می تواند در حدود متعارف از اموال محجور ممیز برای مناسب های عرفی به دوستان و اقوام از طرف او هدیه بدهد مانند روز مادر یا روز تولد .
همچنین هبه به محجور به نظر می رسد جز معاملات صحیح باشد چون به نوعی به نفع محجور است .

ب) معاملات نیازمند اجازه دادستان

1) فروش اموال غیر منقول :
بر اساس ماده 1241 قانون مدنی ، قیم با توجه به منفعت مولی علیه و تصویب مدعی العموم می تواند این اموال را بفروشد .
2) رهن اموال غیر منقول :
رهن این اموال نوعی ریسک و خطرناک است چون ممکن است به ضرر محجور و از دست دادن مال او منجر شود . مثلا قیم نمی تواند سند خانه محجور را بدون اجازه دادستان وثیقه آزادی متهم بگذارد ؛ چون ممکن است متهم فرار کرده و ملک مصادره شود .
3) معاملاتی که قیم به محجور بدهکار شود :
مثلا شخصی به محجور بدهکار است و قیم ضامن آن شخص بدهکار در برابر محجور شود . در واقع در این جا احتمال می رود ، مدیون به تعهدات خود عمل نکند بنابراین قیم باید پاسخگو باشد و چون قیم مسول اداره اموال محجور است ممکن است از دارایی محجور سوء استفاده کند و به ضرر محجور تمام شود .
لذا طبق قانون مدنی در این معاملات ملائتِ قیم، شرط تصویب و اجازه‌ دادستان است.
ماده 1241 قانون مدنی : قيم نميتواند اموال غير منقول مولي عليه را بفروشد و يا رهن گذارد يا معامله كند كه در نتيجه آن مديون مولي عليه شود مگر با لحاظ غبطه مولي عليه و تصويب مدعي العموم در صورت اخير شرط حتمي تصويب مدعي العموم ملائت قيم مي باشد .
4) قرض یا وام گرفتن  : 
قیم تنها در صورت نیاز و ضرورت ، بعد از تصویب دادستان می تواند برای محجور وام بگیرد .
5) صلح و دادن رضایت
در ماده ۱۲۴۲ قانون مدنی آمده است : قیم نمی تواند دعاوی مربوط به مولی علیه یا محجوررا به صلح خاتمه دهد مگر با تصویب مدعی العموم.
در نتیجه اگر در پرونده ای محجور شاکی یا خواهان باشد ؛ قیم نمی تواند بدون اجازه دادستان در پرونده رضایت دهد .

نظارت بر قیم 

قانون گذار برای اطمینان از حفظ حقوق محجور پیش‌بینی کرده است که دادستان می‌تواند اشخاصی را به عنوان ناظر بر عملکرد قیم تعیین کند. 
ماده‌ 1247 قانون مدنی در این خصوص بیان می کند : مدعی‌العموم می‌تواند اعمال نظارت در امور مولی علیه را كلاً یا بعضاً به اشخاص موثق یا هیئت یا مؤسسه واگذار کند. شخص یا هیئت یا مؤسسه كه برای اعمال نظارت تعیین شده در صورت تقصیر یا خیانت مسئول ضرر و خسارت وارده به مولی علیه خواهند بود.


اجرت قیم 

بر اساس ماده 1246 قانون مدنی ، قيم مي تواند براي انجام امر قيمومت مطالبه اجرت كند . ميزان مزبور با رعايت كار قيم و مقدار اشتغالي كه از امر قيمومیت براي او  حاصل ميشود و محلي كه قيم در آنجا اقامت دارد و ميزان عايدي مولي عليه تعيين ميگردد .
پس تقاضای اجرت برای قیم امکان‌پذیر است و قیم می‌تواند برای انجام امور مربوط به قیمومیت اجرت مناسب و متعارفی را با نظر دادستان از اموال محجور دریافت کند.
برای تعیین اجرت قیم باید به کیفیت و کمیت کار قیم ، وضع محل اقامتگاه و درآمد محجور توجه کرد .

شرایط عزل قیم  

همانطور که گفتیم قیم باید دارای صلاحیت ها و شایستگی های لازم باشد ؛ لذا هرگاه معلوم شود صلاحیت لازم را ندارد یا شرایط را از دست داده ، می توان او را عزل کرد .
طبق ماده 1248 قانون مدنی موارد عزل قیم عبارت است از :
1) اگر معلوم شود كه قيم فاقد صفت امانت بوده و يا اين صفت از او سلب شود .
2) اگر قيم مرتكب جنايت و يا مرتكب يكي از جنحه هاي ذيل شده و بموجب حكم قطعي محكوم گردد : سرقت - خيانت در امانت - كلاهبرداري - اختلاس - هتك ناموس - منافيات عفت - جنحه نسبت به اطفال - ورشكسوتگي به تقصير و تقلب .
3) اگر قيم به علتي غير از علل فوق محكوم به حبس شود و بدين جهت نتواند امور مالي مولي عليه را اداره كند .
4) اگر قيم ورشكسته اعلان شود .
5) اگر عدم لياقت يا توانائي قيم در اداره اموال مولي عليه معلوم شود .
6) هرگاه معلوم شود که قیم عمدا مالی را که متعلق به شخص محجور بوده است را عمدا جزء دارایی او قید نکرده است و یا باعث شده آن مال قید نشود  که در این صورت مسئول هرگونه ضرر و خسارتی خواهد بود که از این لحاظ ممکن است به مولی علیه وارد شود. (ماده 1239)
7) در صورت وجود موجبات موجه، دادستان می تواند از دادگاه مدنی خاص تقاضا کند که از قیم تضمیناتی راجع به اداره اموال مولی علیه بخواهد . هرگاه قیم برای تعیین نوع تضمین در دادگاه حاضر نشد، از قیمومت عزل می شود. (ماده 1243)
8) قیم باید سالی یک بار حساب تصدی خود را به مدعی العموم یا نماینده او بدهد؛ هرگاه ظرف یک ماه از تاریخ مطالبه مدعی العموم حساب را ندهد ، به تقاضای مدعی العموم معزول می شود.(ماده 1244)
9) در این موارد عزل از جانب دادستان اختیاری است : 
ماده 1250 : هرگاه زن بي شوهري ولو مادر مولي عليه كه بسمت قيمومت معين شده است اختيار شوهر كند بايد مراتب را در ظرف يكماه از تاريخ انعقاد نكاح به دادستان حوزه اقامت خود يا نماينده او اطلاع دهد . در اينصورت دادستان يا نماينده او مي تواند با رعايت وضعيت جديد آن زن ، تقاضاي تعيين قيم جديد و يا ضم ناظر كند.
ماده 1251: در مورد ماده قبل اگر قيم ازدواج خود را در مدت مقرر به مدعي العموم يا نماينده و اطلاع ندهد مدعي العموم مي تواند تقاضاي عزل او را بكند. 
نکته قابل توجه این است که عزل یک حکم تاسیسی است و لذا اعمالی که قیم قبل از عزل انجام داده ، صحیح و نافذ است و تنها اعمال بعد از دریافت حکم عزل او صحیح نیست .

موارد و شرایط انعزال قیم 

در این موارد قیم منعزل (برکنار) می شود :
1) قيم مجنون يا فاقد رشد گردد منعزل مي شود . (ماده 1249)
2) به پایان رسیدن حجر مولی علیه
در اینجا با وجود شرایط قیم خود به خود منعزل می شود ونیازمند حکم دادگاه نیست ؛ در نتیجه حکم انعزال قیم یک حکم اعلامی است و اعمالی که در فاصله محجور شدن و دریافت حکم انعزال انجام داده است، باطل خواهد بود .






 
  • تعداد بازدید: 237
  • 1399/07/19
Support مشاوره تلفنی رایگان داشتن وکیل اختصاصی یک رویا نیست ما در 24 ساعت شبانه روز در خدمت شما هستیم